هوش هیجانی، مربیگری و دغدغه امروز فوتبال ملی ما

هوش هیجانی یکی از مولفه های بسیار مهم در فرایند مهندسی روابط انسانی و مدیریت ارتباطات درون فردی و بین فردی هست. امروزه تحقیقات مختلف نشانگر این است که مربیان، رهبران و ورزشکاران بزرگ و موفق دارای هوش هیجانی بالایی هستند.

بدون شک در دنیای مدرن فوتبال امروزی، فقط مدارک مربیگری، دانش فنی یا تجربه های بازیکنی در سطوح بالا، ضامن موفقیت و یا ثبات حضور مربیان در سطوح حرفه ای نیست. بلکه مولفه های روانشناختی از قبیل هوش هیجانی، نقش بسیار مهمی را در روند موفقیت این افراد بازی می کند.

مربیانی که دارای هوش هیجانی بالایی هستند، در شرایط حساس و بحران ها، به خوبی جو و فضای تیمی خود را مدیریت کرده و اجازه درگیر شدن در حاشیه ها را نمی دهند. برعکس مربیانی که فاقد هوش هیجانی هستند یا دارای هوش هیجانی کمتری می باشند، مدام خود را درگیر حاشیه می کنند.

مربیان فاقد هوش هیجانی، آینده نگر نبوده و اکثر تصمیمات و اعمالشان احساسی، هیجانی و بدون تفکر منطقی هست. آنها توانایی برقراری ارتباط سالم و منطقی با سایر مربیان و یا رسانه ها را نداشته و انرژی زیادی را در این میان از دست می دهند.

مربیان دارای هوش هیجانی پایین، اغلب مسائل را شخصی فرض کرده و بازیکنان را به مثابه ابزاری جهت رسیدن به اهداف شخصی خود می پندراند. بنابراین هرجا که لازم باشد، اهداف تیمی یا بازیکنان را فدای امیال شخصی خود می کنند تا خودشان را ثابت نمایند (مربیان دیکتاتور).

مثالهای زیادی را می توان برای هوش هیجانی و مربیان بزرگ دنیا عنوان کرد. در بازی رفت امسال لیگ جزیره، بین من یونایتد و چلسی، گفتگویی بین کونته و مورینیو در حین بازی رخ داد، ولی در مصاحبه تلوزیونی هر دو مربی اظهار داشتند که آن اتفاق یک مساله شخصی بوده و ربطی به رسانه ها ندارد (این یعنی هوش هیجانی بالا).

مربیگری فوتبال بیش از دانش فنی و تاکتیکی هست. نقش رهبری و مدیریت ارتباطات در فوتبال امروزی، نقش رنگین تری نسبت به سایر عوامل دارد. هوش هیجانی قابل یادگیری و توسعه بوده و با ارتقاء آن می توان شاهد پیشرفت در فوتبال بود.

منبع: هاشم فعال(مشاور و روانشناس فوتبال)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.